تبليغاتX
گویای خموش

گویای خموش

نوشته های علی نقوی

مصاحبه با نماینده اتحادیه خشکبار اروپا

نماینده اتحادیه خشکبار اروپا در گفتگویی اختصاصی با سرمایه :

برنامه کاهش افلاتوکسین باید از مزارع آغاز شود.

کرمان-  علی نقوی ،خبرنگار سرمایه - هفته گذشته آقای پینو کالکانی نماینده اتحادیه خشکبار اروپا به دعوت استاندارکرمان به این استان سفرکرد تا درباره صادرات پسته ایران به اروپا با مقامات استان مذاکره کند . در طی مذاکرات، طرفین درباره امضای یک پروتکل همکاری به توافق رسیدند . طبق این پروتکل برنامه ای جهت کاهش افلاتوکسین پسته در ایران اجرا خواهد شد.کالکانی در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه سرمایه ، درباره این سفر توضیحاتی را ارایه داد

وی در ابتدای این گفتگو درباره موسسه متبوعش گفت :من پينوكالكاني هستم و از طرف موسسه تري نات به اينجا آمده ام موسسه ي ما در بيش از 63 كشور جهان شعبه و نمايندگي دارد و در زمينه ي بهبود و بهينه سازي محصولات خشكبار سراسر دنيا ، مانند پسته ، گردو ، بادام و فندق فعاليت مي كند سبد خشكبار تحت پوشش موسسه ما بسيار بزرگ و پر حجم است و ارزش آن به حدود 12000 ميليون دلار مي رسد . از اين ميزان حدود 800 تا 1000 ميليون دلار مي تواند به پسته ي ايران اختصاص يابد كه در واقع سهم مهم و ارزنده اي است به همين جهت من دعوت جناب آقاي دكتر رئوفي نژاد استاندار محترم را پذيرفتم و به اينجا آمدم و براي برقراري و توسعه يك همكاري مثبت ميان ما و استانداري كرمان مذاكره و برنامه ريزي كرديم . موسسه ما در جهت پيدا كردن راه حلهاي مناسب براي از بين بردن آفت – افلاتوكسين در ايران ، با موسسه هاي ايراني ، اتاق بازرگاني و اتحاديه ي – كشاورزان ايراني همكاري مي كند .  اتحاديه اروپا از چند سال پيش در وضعيت عرضه ي خشكبار در سراسر جهان مداخله كرد كه نتيجه ي آن تنظيم و اجراي برنامه هايي براي بهبود بخشيدن به كيفيت و رعايت استانداردهاي بهداشتي در مورد اين كالا بود .

کالکانی با اشاره به قدمت کشاورزی در کرمان گفت : سابقه ي پسته كاري در اينجا به قرن ها پيش برمي گردد با اين همه لازم است تمامي فعاليت هاي اين بخش همانند همه امور ديگر مدرن و و روز آمد و با زندگي عصر جديد هماهنگ و متناسب شود ، تا توليد كنندگان و دست اندركاران فرآوري پسته به دستاوردهاي در خوري نائل شوند . در حال حاضر در استان كرمان حدود چهارصد هزار نفر بطور مستقيم و غير مستقيم با محصول پسته سر و كار دارند كه مي بايد به طرق و امكانات مختلفي كه ايجاد خواهد شد به فنون و ابزار كشاورزي مدرن دسترسي داشته باشند .

وی درباره پروتکل توافق شده گفت :در جريان مذاكراتي كه با استاندار كرمان داشتیم  در مورد يك پروتكل آزمايشي به توافق رسيديم . محتواي اين پروتكل از مزرعه آغاز مي شود و به دستيابي به يك محصول خوب پسته پايان مي يابد و اين فرايندي بسيار مهم است زيرا در اين پروتكل فعاليت ها و عمليات لازم جهت كنترل خاك و آب به منظور مشاهده حشرات و عوامل آفت زا به عنوان اساس كار در نظر گرفته شده است پسته محصولي است كه مي توان كيفيت اش را بهتر و بهتر كرد و تحقق اين امر بستگي به وضعيت زمين دارد . در ايران محققان و مراجع با صلاحيت بسياري هستند كه در زمينه دفع آفت ها و بيماريهاي محصولات كشاورزي فعاليت مي كنند افلاتوكسين و مايكلاتوكسين در مجموع اهميت و دشواري زيادي دارند و براي ريشه كن كردن اين آفت ها همكاري و مساعدت بين المللي لازم است .

کالکانی با اشاره به تحقیقاتی که درباره بهبود محصول قهوه در برزیل انجام شده ، اطلاع از فنون و روشهای نوین را برای کاهش  افلاتوکسین امری ضروری دانست و افزود:

پس از بيشتر از 20 سال تحقيق و بررسي امروزه اين مزيت خيلي مهم را داريم كه اين آفت را خيلي بيشتر از گذشته مي شناسيم و ابزارهايي را براي مبارزه در دسترس داريم اما براي مبارزه با آن همانند هر مبارزه ديگري به مراقبت و پشتيباني كشاورزان و به زمين شناسان و محققاني كه توان ايجاد تغييرات لازم را دارند ، نيازمنديم .

من نمي گويم پسته در گذشته به مرغوبيت كنوني بوده اما امروزه حمايت از بهداشت و سلامتي انسانها مورد توجه همه ي دنيا مي باشد مردم جهان دوست دارند كه عمري طولاني تر و زندگي بهتر و سالم تري داشته باشند از اين روز پسته به عنوان محصولي پر طرفدار مي باید بهتر و بهتر شود ، و اين يك اصل مهم و خدشه ناپذير است . من باز هم تكرار مي كنم نه تنها پسته ي ايراني بلكه محصولات ديگر به عنوان نمونه گردوي امريكايي انجير تركيه و محصولات شمالي امريكا و چين كه افلاتوكسين در تمامي اين نواحي پخش شده است نيز مشمول اين اصل هستند .

وی درباره نحوه کنترل افلاتوکسین گفت : براي كنترل و محدود كردن افلاتوكسين بايد آن را در مزرعه كنترل و محدود كنيم اين اصلي است كه بايد عمومي شود كنترل افلاتوكسين مي بايد در مزرعه هاي كرمان ، يزد ، رفسنجان ، سيرجان ، و ..... به طور همه جانبه صورت گيرد . تمامي كشاورزان چه خرده مالكاني كه در زمينهاي كوچك دارند چه كشاورزان متوسط با زمين هاي متوسط و چه كشاورزان عمده كه زمين هاي پهناوري را زير كشت دارند ، همه با يك مشكل واحد و يكسان دست به گريبان اند، بنابراين همه باهم بايد براي از ميان برداشتن مشكل اقدام كنند. در هر حال اولين قانون اين است كه كار را از زمين كشاورزي آغاز كنيم. بنابراين انجام مطالعات در مورد زمين كشاورزي بسيار مهم خواهد بود. از اين رو از كشاورزاني كه تمايل دارند كار خود را توسعه دهند و سخنان مرا مي خوانند تقاضا دارم كه كار اصلاح و توسعه را از زمين كشاورزي آغاز كنند من معتقدم كه مراقبتها و نگهداري هائي كه در گذشته انجام شده پاسخگوئي نياز امروز نيست من براين باورم كه مردم جهان در همه امور در حال پيشرفت هستند از اين رو كشاورزي بايد بتواند در زمينه زدودن خاك و زمین از آلاينده ها ،بهبود بخشيدن در برابر فشردگي جلوگيري از رشد علفهاي هرز و پيشگيري از تماس شاخه هاي درخت با خاك ، نيازهايش را برآورده كند.

در هنگام برداشت محصول چنانچه محصول رسيده و خشك را مدت زيادي بر درخت بگذاريد اشتباه است و به بهبود محصول كمك نخواهد كرد. آنچه باعث بهبود محصول و ارتقاء كيفيت آن مي شود تكنولوژي جديد است تاكيد مي كنم كه در تكنولوژي جديد براي دستيابي به محصول خوب بايد آن را باآب شست و پاكيزه كرد بنابراين مديريت منابع آب خيلي مهم خواد بود و تامين آب سالم و پاك براي اين كار ضروري است.

به منظور هماهنگ كردن مساعي همه دست اندركاران در سطح جهاني ، مسئوليت استانداردسازي محصولات كشاورزي به عهده (فائو) محول شده است من با كمال خوشوقتي اعلام مي كنم ، در سالهاي 2004 و 2005 در زمينه كنترل كدكس ، ما سازش خيلي خوبي كرديم و به نتايج بسيار مهمي رسيده ايم. زيرا توانستيم 2ppb  را به 8ppb  برسانيم اين در مجموع دستاورد بسيار بزرگي بوده است كه توليد كنندگان پسته در ايران مي توانند بيشترين بهره را از بگيرند.

يكي از نكات عمده در جريان عرضه پسته درجه بندي آن است بدين معنا كه پسته را مي بايد از نظر كمي و كيفي درجه بندي كرد کالکانی درباره نحوه ی درجه بندی پسته در کشورهای پیشرفته گفت : براي انجام اين كار در جوامع پيشرفته ،خطوط صنعتي ويژه اي به نام خطوط UV  و Ultra Light به كار گرفته مي شوند در اين دستگاهها پسته توسط نوار نقاله از مسير امواج نوري عبور داده مي شود. بدين ترتيب پسته داراي افلاتوكسين با چشم رويت و حذف مي شود و پسته عالي و فاقد آفت بدست مي آيد. در دستگاههاي ديگر به وسيله تابش ليزر و امواج صوتي درجه بندي رنگ انجام مي گيرد. دستگاههاي ديگري هم كه به وسيله آنها هرگونه مواد و اشياء زائد را از پسته ها جدا مي كنند .

وی خشك كردن پسته را خيلي مهم دانست وافزود: خشک کردن پسته  بازدهي آن را افزايش مي دهد و پسته را كه براي خوردن مطبوع است عرضه مي كند . محصول پسته را پس از برداشت برروي هم مي ريزند و معمولا آن را به صورت يك توده كود مي كنند آن مقدار پسته در قسمتهاي داخلي توده يا كود قرار دارد به طور طبيعي گرما توليد مي كند كه اين گرما اگر زمان طولاني ادامه داشته باشد براي محصول بسيار خطرناك است.امروزه بعضي روشهاي مصنوعي براي خشك كردن پسته وجود دارد كه مي تواند به فرآيند خشك كردن در زماني كمتر از 6 ساعت كمك كند اين راز ساده اي است كه در صورت پذيرفته شدن زمينه را براي بهبود كيفيت محصولات مساعد خواهد كرد.

 نماینده اتحادیه خشکبار اروپا درپاسخ به این سوال سرمایه که نقش صادر کنندگان پسته در مراقبت از محصول چیست پاسخ داد:صادر كنندگان پس از توليد كنندگان و ترمينالها – يا عوامل فرآوري – سومين مرحله اي هستند كه مي بايد براي مراقبت از محصول خيلي تلاش كنند آنها نه يكبار بلكه در چند مرحله بايد كيفيت پسته را به منظور جلوگيري از هرگونه آلودگي و ناخالصي كنترل كنند و مطمئن شوند كه تمامي محصولي را كه به بازارهاي جهاني مي فرستند از بهترين ويژگيها برخوردار است. چرا چنين دقتي لازم است؟ امروزه جامعه بين المللي بهداشت كه توسط سازمان بهداشت جهاني سازمان يافته است مقرراتي وضع كرده كه به موجب آن اگر مقداري پسته برگشت (reject) شود، مي بايد كل پسته عرضه شده به مبدا بازگردانده شود (اين موضوع جديدي است كه مي بايد به ان توجه كنيم)

بنابراين صادركنندگان مستقيما مسئوليت دارند كه محصول پسته را كاملا سالم به بازارهاي جهاني برسانند دولت ايران در اين زمنه بسيار فعال است و در چندين بخش امكاناتي را براي حمايت از صادر كنندگان در مورد كنترل كيفيت محصول فراهم كرده است. البته لازم است اين حمايت در همه جاي كشور از تهران گرفته تا بندرعباس ، يزد ، كرمان و رفسنجان به طور يكسان براي حفظ نام نيك پسته ايراني وجود داشته باشد.

در اينجا لازم است يادآوري كنم كه اتحاديه اروپائي در مورد محصولاتي كه برگشت  مي شوند پافشاري مي كنند و در صورتي كه محصولي بيش از يكبار برگشت شود مرزهاي خودرا به روي واردات آن محصول مي بندند.

ممكن است شما بگوئيد اتحاديه اروپائي بهترين و بزرگترين بازار براي محصولات مانيست .من با اين گفته كاملاً موافقم ، اما بايد بپذيريم كه در اتحاديه اروپا ، حدود 450 ميليون نفر خريدار اروپايي ، بالاترين قيمت را براي پسته ي ايراني كه بهترين طعم را دارد ، مي پرداختند . اروپا بازاري است دائمي و رو به توسعه . از اين رو ما آرزومنديم ، توليد كنندگان ايراني در پاسخ به نياز بازار اروپا ، كالاي كيفي و مرغوب خود را به اين بازار عرضه كنند درغیر این صورت  دلالان  محصولات كاليفرنيا ، يا توكيو جاي پسته ايران را پر خواهد كرد. هم اكنون مرزهاي اروپايي براي واردات پسته ي ايراني باز هستند . اگر هم در گذشته مشكلاتي وجود داشته ، اين مشكلات بايد برطرف شود . البته اين كار دشواري است ، اما دو دل بودن و درنگ كردن ، موجب آسيبهاي جبران ناپذير خواهد بود .

وی درباره چگونگی برطرف کردن نگرانی اتحادیه اروپا برای صادرات پسته گفت :لازم است فعاليت پرورش دهندگان و فرآوران ( ترمينالها) ، در همه شهرها و روستاهاي بزرگ كه در آنها پسته بعمل مي آيد مورد بررسي قرار گيرد . مانيازمند تكنيكهاي جديد و روزآمد در آزمايشگاههايي هستيم كه بتواند كنترل و بازبيني پسته را ظرف چند ساعت انجام دهد . رويه درست اين است كه بطور مثال ، همه توليدكنندگان و ترمينالها بتوانند ، قبلاً سه كيلو پسته را به آزمايشگاه ببرند و در مورد سلامت آن درخواست جواب كنند و در كمتر از يك روز جواب بگيرند . اين فرآيند در نهايت مي تواند ، با رعايت جداسازي و درجه بندي پسته ، موجب بهبود كيفيت محصول صادراتي شود . اين اصلي است كه در مورد همه محصولات معتبر است . من چنين عملكردي را در در منطقه ي سانتاكورينا در جنوب برزيل ، كه در مورد قهوه اجراء مي شد ، ديدم و مشاهده كردم كه چگونه موجب سودآوري براي كشاورزان شد . امروزه ما شاهد آن هستيم كه قهوه بي هيچ شك و ترديدي به يكي از پرمصرف ترين نوشيدنيهاي دنيا تبديل شده است . بنابراين بهره گيري از تكنولوژي جديد در آزمايشگاهها ، براي بهبود وضعيت و كيفيت محصولات ، عمده ترين پيشنهاد من است . البته اين آزمايشگاهها بايد كاملاً سهل الوصول باشند و براي فرستادن نمونه محصولات و انجام آزمايش ، صرف وقت وطي مسافت طولاني ضرورت نداشته باشد و همگان از امکان آزمايش محصولشان برخوردار باشند . اين رويه حمايت كشور ايران را در زمينه استقلال كنترل پسته ي صادراتي موجب خواهد شد . آنچه من گفتم در جهت حمايت از كشاورزان و ترمينالهاي منفرد بود . اماعملاً دو راكار براي بازدهي بيشتر و بهتر مساعدت و همكاري وجود دارد . امروزه در فرآيند جهاني شدن و در سال 2006 ، تنها فعاليتهاي هماهنگ ميان كشاورزان، واسطه ها ، ترمينالها و صادركنندگان مي تواند ارزش و اعتبار پسته را تامين كند . زيرا مصرف كنندگان نهايي ، مثلاً آقاي اسميت در برلين يا خانم فرانسوا در پاريس در اينكه تصميم بگيرند ، پسته بخرند يا نخرند ، مختار هستند . پسته البته يك خشكبار خوب است و براي سلامتي مفيد مي باشد . اما آنها مجبور به خريدن هرپسته اي نيستند . آنها به پيروي از يك اصل كلي ، بهاي چيزي را مي پزدازند كه خوب است . در واقع ، امروزه دنيا به دنبال بهترين كيفيت است

يكي از عوامل كوچك در كشاورزي ، پيشرفت به سوي بالا و بالا و بالاست . درجمع بندي تاكيد مي كنم كه همه براي ارتقاء كيفيت محصولاتشان ، از مزرعه شروع كنند و بهترين پيشنهاد من به همه دست اندركاران صنعت پسته ، براي رسيدن به درآمدخوب ، پرداختي به كيفيت و كيفيت و كيفيت و است .

همچنین رئوفی نژاد استاندار کرمان هم در گفتگوی کوتاهی که با سرمایه به رویکرد جدید مدیریت استان در بحث پسته اشاره و گفت :تاکید داریم مدیریت استان در مراحل مختلف پسته  یک ورود برنامه ریزی شده داشته باشد و به همین منظور توافقاتی با نماینده اتحادیه خشکبار اروپا کردیم . یک توافق با مدیریت استان به عنوان نماینده دولت و تعهداتی که ما در بحث حمایت و بستر سازی می توانیم انجام دهیم، دوم مدیریت اجرایی بحث با شرکت ملی پسته خواهد بود و این شرکت مسئولیت اجرایی توافقات را خواهد داشت.

چاپ شده در روزنامه سرمایه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 0:11  توسط علی نقوی  | 

گزازشی از وضعیت مطبوعات محلی کرمان

 

بزرگترین استان ایران فاقد روزنامه است.

 

 

علی نقوی

alinaghvi@yahoo.com

حکايت مطبوعات محلي کرمان ، حکايت جالبي است. سالهاست از هرکس که دستي بر آتش دارد از روزنامه نگاري در کرمان مي پرسي ، مشابه هم حرف مي زند . بازگويي  اين قصه پر غصه دردي را دوا نکرده است و عليرغم اذعان همه به نقاط ضعف موجود در مطبوعات محلي ، کسي براي رفع آن قدمي بر نمي دارد . بعضی اوقات دیدن تیتر روزنامه ای محلی خنده ای از سر درد را بر لب نمایان  می کند نام نمی برم چون این قضیه بیش و کم در اکثر این نشریات دیده می شود شما اگر اگهی تبریک با تسلیتی را به عنوان تیتر روزنامه تان بزنید خنده آور نیست . بد شکلی و نداشتن فرم گرافیکی مناسب دیگر عادی شده است کرمان بیشترین تعداد نشریه محلی را به خود اختصاص داده است اما کیفیت آنها هیچ گاه نیاز مخاطبان را اقناع نکرده است .همه ساله اردیبهش ماه و مرداد ماه به مناسبت برگزاری نمایشگاه کتاب و روز خبرنگار فرصتی برای تلنگر به عملکرد خود پیش می آید. اما دریغ که هر سال جز حسرت چیزی نمی ماند و گویی این حرفهای تکراری که سالهاست بیان می شود اثری ندارد اصلا معلوم نیست این حرفها را به کی باید بگوییم ، ارشاد، خانه مطبوعات ، روزنامه نگاران ، خوانندگان یا مجموعه ای اتز همه اینها؟در اين گزارش سعي داريم با ر ديگر مروري بر وضعيت نشريات محلي استان کرمان داشته باشيم .شايد دوستان نظري نمايند. وتلنگری باشد بر بی سامانی نشریات محلی کرمان

تاريخچه روزنامه نگاري در کرمان

مطابق پژوهش اسماعيل رزم آسا در کتاب تاريخ کرمان ، "اعتبار" قديمي ترين روزنامه کرماني است که شيخ محمد طلبه آن را در سال 1327هجري قمري برابر با 1288هجري خورشيدي و در ايام مشروطه کرده است . ( جريده اي که به حسب اقتضاي وقت ، همه هفته منتشر مي شود و عمده مسلکش آگاهيدن مردم است.)

96سال روزنامه نگاري کرمان 3سال پس از مشروطه آغاز و تاکنون بنا به برخي آمار ها در حدود 86نشريه به زيور طبع آراسته شده که 42نشريه مربوط به قبل از انقلاب و 44تاي آن به سالهاي پس از انقلاب باز مي گردد.

در حال حاضر رقم دقيقي از نشريات در حال چاپ و ميزان تيراژآنها در دست نيست چه آنکه بسياري به واسطه بهره مندي از سهميه کاغذ و آگهي هاي دولتي هرچند گاهي منتشر شده و تا زماني که آگهي آنها به کفايت نرسد منتشر نمي شود.

مشکلات و معضلات  مطبوعات محلي

مرتضي دلاوري سردبير سابق هفته نامه فتح نوين و نويسنده مطبوعات محلي کرمان مشكلات و معضلات مطبوعات محلي،را جداي از مشکلاتي  كه گريبان‌ مطبوعات سراسري را نيز گرفته‌اند ندانسته  و مي گويد: نمي‌دانم چرا بعضي‌ها فكر مي‌كنند فاصله‌ي مطبوعات سراسري با مطبوعات محلي و در اين مورد خاص مطبوعات كرمان، بيش از فاصله‌ي تهران – كرمان است. همان‌طور كه فاصله‌ي مطبوعات پايتخت با جرايد ديگر ممالك نيز كم‌تر از فاصله‌ي تهران و مثلا توكيو نيست. (گفتم توكيو نه لندن و يا فلان ايالت در ينگه‌ي دنيا چرا كه در آينه‌ي آمال ما انگار تهران، تصويري از توكيوي اسلامي خواهد بود.)

از نظر وي ، پرداختن به آسيب‌هاي مطبوعات محلي، رانتي است كه روزنامه‌نگاران محترم به همكارانشان در شهرستان قائل مي‌شوند ومي افزايد: زماني اين مساله موضوعيت دارد كه بتوانيم و جرات كنيم آن را در باره‌ي سطح و كيفيت همه‌ي وجوه حيات اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي يك شهرستاني و يك پايتخت‌نشين مطرح كنيم. يعني از نگاه من، اين آسيب‌ها يا ضعف‌ها آشكارا متوجه بقيه‌ي حوزه‌ها هم هست، همه هم مي‌دانند اما اگر قرار به طرحشان باشد معلوم نيست چي‌ از تويش در بيايد. دلاوری ادامه می دهد:  اگر مهم‌ترين ملاك برای ارزيابی توفيق يك نشريه را تيراژ يا شمارگان منظور كنيم، مطبوعات سراسری حتی به نسبت شرايط و بضاعتشان در مقابل شهرستان‌ها كم می‌آورند. در يكی از شهرستان‌های 200هزار نفری همين استان، نشريه‌ای با شمارگان ده‌هزار به فروش می‌رود. يعنی يك نشريه به ازای 20نفر. اگر نشريه‌ای سراسری بخواهد در گستره‌ای 60ميليونی توزيع شود، در مقايسه با آن سرانه، بايد شمارگانی سه‌ميليون نسخه‌ای داشته باشد. چيزی كه بيشتر به يك آرزوی دور و دراز شبيه است. می‌خواهم خيالتان را راحت كنم و بگويم كه در شهرستان‌ها خون دل به‌اندازه‌ی كافی برای خوردن موجود است، بال برای پريدن هست و آسمان نه، زخم‌ نهان فراوان هست  و مجال آه نه.

طاهري سردبير حديث کرمان هم مشکل اصلي را در تعريف روزنامه محلي دانسته و مي گويد :در کرمان هرکس که دست به قلم باشد و توانايي نوشتن مطلب را داشته باشد بلافاصله خودش در خواست مجوز مي دهد، و استعداد ها در جهت تقويت نشريات موجود به کاربسته نمي شوند.محمد لطيف کار از نويسندگان و روزنامه نگاران باسابقه کرمان هم با اتکا به پژوهش مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه ها درباره نشريات محلي ، خلاصه مشکلات  مطبوعات کرمان را اين گونه بيان می کند:

از نظر اصول حرفه اي بيشتر نشريات محلي فاقد ويژگي ها و استانداردهاي روزنامه نگاري اند. به طور مثال عمده تيترهاي اصلي داراي ارزش خبري قابل توجهي نبوده و از وزن و اهميت کافي برخوردار نيستند.تيتر و ليد مطلالب ضعيف است . در تنظيم مطالب خبري، مشکل و ضعف جدي دارند .در تدوين و تنظيم گزارشها عمدتا" به کنارهم قرار دادن نقل قول ها بسنده مي کنند. نوعا" از انجام مصاحبه هاي عمقي و چالش برانگيز پرهيز مي کنند.ستون مطالب خبري از غير خبري جدانيست . به سياست بيش از ساير زمينه ها اهميت مي دهند.اخبار توليدي اندک است . در انتشار مطالب اقتصادي بسيار ضعيف اند.در ايفاي نقش نظارتي خود عمدتا" ضعيف هستندو عليرغم آنکه رويکردي انتقادي دارند اما کمتر به نهادهاي دولتي و مدني توجه دارند.

لطیف کار در ادامه به مشکلات فنی روزنامه ها اشاره کرده و می افزاید:نشریات محلی از نظر گرافیک اصول صحیح زیبایی شناسی و طراحی مطبوعاتی را به خوبی رعایت نمی کنند.بعضا"انتشار نامرتب دارند و پوشش خبری و موضوعی مورد انتظار مخاطبان خود را برآورده نمی کنند و به همین دلیل اغلب با بحران مخاطب روبرو هستند و توزیع رایگان این قبیل نشریات نتوانسته زمینه ساز تعامل رسانه ای موثری را فراهم کند .وی با بیان این مطلب که نقاط ضعفی که نشریات محلی کرمان گریبانگیر آن هستند در نشریات بیشتر استانهای کشور هم وجود دارد به خنده می گوید این مساله داستان مفصلی دارد.

اما یکی از خبرنگاران کرمانی که خواهان فاش کردن نامش نیست انگشت اتهام را به سوی مدیر مسئولان برده وبخش عمده ضعف مطبوعات را ناشی از بی کفایتی آنها می داند و  می گوید: برخی از مدیران محترم به تنها چیزی که فکر نمی کنند نیروی انسانی مجرب است آنها حاضرند پول چاپ و هزینه اجاره و توزیع را بدهند اما ریالی به نویسندگان نپردازند .از دیدگاه آنان ، چاپ مطالب ما ، لطفی است که در حق ما روا داشته اند و بیش از این نباید پرداخت شود، آنها به ما به چشم بازاریاب تبلیغاتی نگاه می کنند که تنها وظیفه مان گرفتن رپرتاژآگهی است. وقتی که اقتصادمان تامین نباشد ، چگونه می توانیم با فراغ بال به فکر تولید خبر و سوژه های ناب باشیم ، تا کی می توان با عشق کار کرد و مزد تلاشت را دیگران به یغما برند؟.با بخشی از گفته های او موافقم -گرچه کمی تند وغیر منصفانه است - چرا الان که برای تهیه گزارش یا درخواست مصاحبه به مدیران مراجعه می کنی اول از تو سئوال می کند آیا در قبال گفته هایش پولی هم باید بپردازد یاخیر؟و به جای آنکه به چشم خبرنگار و روزنامه نگار به ما نگاه کنند ، به واسطه عملکرد بد برخی همکاران، طردمان میکنند.مسولی حتی از تهدید مدیر مسئولی به واسطه عدم پرداخت هزینه چاپ گزارشش خبر می دهد و می گوید : این آقا که گویا سابقه ای طولانی دارد تهدید می کند که در روزنامه اش دست به افشاگری زده و الفاظی را به کار می برد که دور از شان اخلاق است چه برسد به اخلاق روزنامه نگاری.

متاسفانه سیاستهای حمایتی متولیان هم دردی دوا نمی کند به گفته بلوردی مدیر مسئول هفته نامه نگارستان سیرجان اداره ارشاد بایستی کمیته ارزیابی عملکرد مطبوعات را تشکیل داده وبه وضعیت مطبوعات رسیدگی کندو نشریات خوب و بد را از هم متمایز کند. وی معتقد است ارشاد حمایت لازم را از مطبوعاتی ها به عمل نیاورده است.

 

کرمان شهر بی روزنامه

استان کرمان پهناورترین استان کشور به شمار می اید که بیش از 2میلیون از جمعیت ایران را درخود جای داده است که بالغ بر 400هزار نفر آن در شهر کرمان زندگی می کنند.وجود دانشگاههای بزرگی چون شهید باهنر وآزاد اسلامی در کرمان و دهها واحد دیگر در اقصی نقاط استان چهره ای نسبتا فرهنگی به استان داده است.تنها بیش از 30هزار دانشجو در کرمان ساکنند.علاوه بر این سابقه فرهنگی کرمان نیز قابل توجه است ، از منظر اقتصادی نیز کرمان جز استانهای برتر کشور محسوب شده که توانایی های بالقوه و بالفعل زیادی داراست.اما این استان بزرگ که سابقه ای 96ساله در مطبوعات دارد فاقد روزنامه است. تاکنون تلاشها ی کمی برای راه اندازی یک روزنامه حرفه ای و مناسب شان کرمان صورت گرفته است و برخی تلاشها نیز نافرجام مانده است در حالیکه استانهای همجوار کرمان که سابقه مطبوعاتی ، اقتصادی و فرهنگی کمتری نسبت به این دیار کویری دارندصاحب روزنامه اند.

دلاوری تمركز امكانات و نيروی انسانی حرفه‌ای–كه عمدتا و بالاجبار از شهرستان‌ها به تهران كوچانده شده‌اند- در پايتخت، باعث و بانی آسيب‌های مطبوعات محلی عنوان و با ذکر مثالی می گوید: اجازه دهيد  از نظر سخت‌افزاری كه ام‌المصايب است مثالی بزنم. شما تصور كنيد اگر بخواهيد يك شماره از روزنامه‌ای مثل همشهری (با همان تعداد صفحات و چاپ چهاررنگ) را در جايی مثل كرمان منتشر كنيد بايد تمام چاپخانه‌های استان را بسيج كنيد تا بتوانند در طول يك‌هفته بخشی از آن را منتشر كنند. ضمن اين‌كه بايد ده‌ها نفر نيروی انسانی را مامور كنيد تا پس از چاپ هزار نسخه از يك صفحه، آن‌ها را از زير ماشين چاپ بيرون بياورند و فوت كنند تا خشك شود و بتوان صفحه‌ی پشتی را رويش چاپ كرد. ده‌ها نفر ديگر هم بايد شبانه‌روز كار كنند تا اين صفحات چاپ شده را تا كنند و لای هم بگذارند. اين‌ها در حالی است كه از سيستم توزيع و شبكه‌ای كه بايد اين كالای فرهنگی را به دست مشتری برساند چشم‌پوشی كرده باشيم. این روزنامه نگار کرمانی ادامه می دهد:بحث من اين نيست كه مثلا اگر يك ماشين چاپ رول در مراكز استان مستقر كنيم مساله حل شده است. نه؛ اما بايد به اين نكته هم توجه كرد كه تا وقتی امكانات زيربنايی مفقود باشد، انگيزه‌ای برای حضور نيروی انسانی متخصص هم موجود نخواهد بود. طبيعتا به اين زنجيره‌، می‌توان حلقه‌هايی چون بخش خصوصی بی‌رمق و انگيزه، سيستم نازك‌نارنجی و كم‌تحمل مديريتی (كه در خوش‌بينانه‌ترين حالت اگر سد راه نشود، كمكی هم نمی‌كند)، شرايط آموزشی، فرهنگی و سرانه‌ی مطالعه‌ و ده‌ها حلقه‌ی مفقوده‌ی ديگر اضافه كرد تا به اين‌جايی برسيم كه رسيده‌ايم. با تمام اين حرف‌ها، معتقدم رنج و مشقتی كه دست‌اندركاران مطبوعات محلی نسبت به همتايان سراسری می‌كشند قابل مقايسه نيست و برون‌ده كاری آن‌ها نيز اگر بيش‌تر نباشد كم‌تر نيست

محمد لطیف کار نیز دراین باره می گوید :البته نشریاتی که مدعی روزنامه اند داریم ، ولی روزنامه تمام عیار که هر روز منتشر شود و حداقل در 8صفحه موضوعات گوناگون و عمومی استان را پوشش دهد نداریم . وی با اشاره سابقه روزنامه نگاری کرمان می افزاید: متاسفانه کرمان با وجود سابقه یک قرن انتشار نشریه ، هنوز هم به لحاظ سخت افزار یعنی امکانات چاپ و هم به لحاظ نرم افزاری یعنی همان ضعفهایی که در خصوص نشریات محلی برشمردم دچار عدم توسعه است.

این نویسنده ادامه می دهد:ای کاش به جای این همه هفته نامه و نشریاتی که گاه تا 3روز یا 4روز در هفته منشر می شوند و بیشتر به آگهی نامه شبیه اند دستکم یک یا دو روزنامه منتشر می شد .

اما طاهری سردبیر حدیث کرمان بر خلاف دیگران معتقد است ما در کرمان روزنامه داریم و حدیث هر روز منتشر می شود وی با بیان این مطلب که نباید با تعریف روزنامه کثیر الانتشار ، روزنامه محلی را تعریف کرد می گوید : از دیدگاه من ، روزنامه محلی مثل لبنیات محلی است ، بدشکل ولی دارای محتوای قوی با بار محلی .در کرمان اگر بخواهیم روزنامه داشته باشیم که خبری باشد چیزی بیش از یک صفحه نخواهد بود و یا باید از چارچوب خبر عدول کنیم ، یا خبر محلی چاپ نکنیم.

وی روزنامه 4صفحه ای خود را مثال زده و می افزاید : من هرروز خود را ملزم به چاپ 20 خبر از استان کرده ام و بقیه را با پاورقی وبحث های دیگر پر کرده ام .بلوردی هم دلایل متعدد و متفاوتی را برای نداشتن روزنامه در کرمان عنوان و می گوید : حتی خیلی از هفته نامه هایی که منتشر می شوند ، هفته نامه نیستند و ما در کرمان حتی یک هفته نامه 16صفحه ای که در برگیرنده بخش های مختلف کار مطبوعاتی باشد نداریم .وی همچنین معتقد است در کرمان پتانسیل لازم از لحاظ فنی و انسانی برای داشتن روزنامه وجود نداشته و بایستی نیروی مناسب برای این کار پرورش داده شود.

مرتضی دلاوری هم برای ما  كه از اهالی سرمايه‌ايم از عدد و رقم می گوید: با ضرص قاطع عرض می‌كنم كه با سرمايه‌ای در حدود 500 تا 800ميليون تومان (بسته به سطح و كيفيت كار) می‌توان درهمين كرمان، روزنامه‌ای با شمارگان 30تا 50هزار نسخه منتشر كرد كه پس از يك‌سال روی پای خودش بايستد.  اما مساله اين‌جاست كه همين مبلغ كه می‌شود آن‌را از سوراخ جيب برخی چيد، چندان بزرگ می‌نمايد كه هنگام طرحش به آدم احساس گناه كبيره دست می‌دهد. من به شدت با گسترش مطبوعات –آن‌هم از نوع دولتی‌اش- مخالفم. چرا كه اولا دولت به اندازه‌ی كافی، تبليغات‌چی دارد و ثانيا مطبوعات، مثلا و بلانسبت قرار بوده كه ركن چهارم باشند. يعنی در كناره سه قوه‌ی ديگر به‌عنوان چشم ناظر و به‌گردش درآورنده‌ی چرخه‌ی اطلاعات و نه كودك شيرخواره‌ای در دامان نفتی يك قوه. دولت همين‌قدر كه لطف می‌كند و برای ساق دست و پاهای ورزشكاران، سه‌ميليارد تومان در يك باشگاه مثل مس هزينه می‌كند كار بزرگی كرده است. نوش جان ورزشكاران ايرانی و عراقی كه قرار است همه‌ی معضلات اجتماعي و در راس آن‌ها اعتياد و مواد مخدر استان را ريشه‌كن كنند. من‌هم اگر ميزی داشتم ترجيح می‌دادم بيست‌هزار نفر را بكشانم ورزشگاه تا هيجاناتشان را با سنگ و فحش و فرياد تخليه كنند نه اينكه به دستشان روزنامه‌ای بدهم كه... بگذريم. اين از دولت. بخش خصوصی هم اگر بتواند گليم خودش را از آب بيرون بكشد و هر روز كارگر اخراج نكند، بايد روی سرمان بگذاريم و حلوا حلوايش كنيم. پس تكليف مطبوعات محلی و آسيب‌هايش چه می‌شود؟ لطفا برويد كنار، بگذاريد باد بيايد. دل خوش سيری چند؟

محمد لطیف کارهم در پایان گفته هایش  با اشاره به ترس از سرمایه گذاری در این بخش می گوید :این ترس از سرمایه گذاری کی برطرف می شود و این طلسم کی شکسته می شود هنوز هم ظاهرا" به زمان احتیاج داریم .با این وصف به نظر می رسد زمینه ی این کار امروز بیش از هر زمان دیگر فراهم تر است.این روزها دغدغه بسیاری از روزنامه نگاران کرمانی انتشار روزنامه است .ضمن آنکه طی سالهای اخیر نیروهای کیفی قابل توجهی در استان تربیت شده که آمادگی این کار را هم دارند.بنابراین می ماند جرات وجسارت انجام این کار که چون مایه اصلی این کار بزرگ است ، چاره ای جز انتظار و گذشت زمان نداریم.

واقعیت آن است بخشی از مشکلات مطبوعات محلی به نظام رسانه ای ما و نارسایی های آن بر می گردد اما این که بگوییم نمی توان در استان ها رسانه محلی خوب و تاثیر گذار که بتواند تحول افرین باشد سخنی نا رواست . ما تجربیاتی موفق چون همسایه ها در خوزستان و خراسان در استان خراسان داشته ایم وهم اکنون نیز در برخی استانها نشریاتی با کارکرد محلی و با پشتوانه خوب در حال انتشارند . در همین کرمان در یکی از شهرستانهایش هفته نامه ای 12 صفحه ای منتشر می شود که در سطح شهرستان خود موفق است . پس اگر بگوییم داشتن روزنامه مناسب در کرمان امکان پذیر  است سخنی به گزاف نگفته ایم کافی است بر آنچه دراین سالها گذشته مروری دوباره کنیم شاید راه حل های بهتری بیابیم.

چاب شده در روزنامه سرمایه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 0:0  توسط علی نقوی  | 

گزارشی از بم 30ماه بعد از زلزله

 

 

 

سفر به شهر کانکس ها

 

 بيش از 30 ماه از زلزله دلخراش بم مي گذرد، زلزله ويرانگر بم علاوه بر کشتار بيرحمانه انسانهاي بي گناه و سرمايه هاي انساني جامعه خسارت مادي فراواني را برجا گذاشت وبه بيش از61000واحد مسکوني و تجاري در بم خسارت وارد آمد.

در تيرماه سالجاري،  فرصتي شد تا باز سري به بم زده و از نزديک مروري بر آنچه اتفاق افتاده کنم براي من که در هفته هاي اول زلزله همچون ساير مردم سوار بر موج احساسات شتابان و بي برنامه به همدري مردم شتافته و همراهشان شده بودم و پس از آن در چنبره مشکلات ، بم را به فراموشي سپردم ديدن دوباره بم هيجان انگيز مي نمود اما چه سود؟ ديدن بم بهت آور و حزن انگيز بود. بم را قبلا ديده بودم آباد و شاداب ، بعد زلزله که آن را فرو ريخت ، انتظار بالايي نبود که بعد ازاين مدت طولاني بم را بهتر از زمان زلزله ببينم . اما بايد اعتراف کنم گويي شهر دست نخورده بود و شهرسازي در آن اتفاق نيافتاده بود – کاري به روستاهاي بم ندارم _ شهر بم در کليت خود دست نخورده باقي مانده بود و اثري از يک اجتماع شهري پوياوزنده ديده نمي شد.واحدهاي تجاري و بازار که قلب تپنده شهر هستند ساخته نشده اند و بازسازي در شهر کند و لاک پشتي است . چرا ؟ آنچه اقعيت شهر بم است انگشت شمار ساختمانهايي است که توسط NGO ها و برخي نهادهاي دولتي چون سازمان نوسازي مدارس ساخته شده و ديگر اثري از شهرسازي نيست در جاي جاي بافت قديمي شهر با منازل و واحدهاي تجاري روبروييد که هنوز آوار برداري نشده اند واين کندي مردم را به ستوه آورده ونااميدي در بين شان موج مي زند و اين سئوال را براي بيننده خارجي و ساکنين بم پيش مي آورد که چرا تحرکي در شهرسازي بم ديده نمي شود؟ افشين اخلاص پور معمار با پيشنه محلي در بم در اين باره مي گويد : به نظر من خوبست منصفانه قضاوت کنيم ، در مقابل نظر شما مبني بر هيچ گونه تحرک در شهرسازي بم ، آقايان مديران بازسازي و سازمان هاي مسئول ، آمار مستندي دارند که شهر بم بطور بي نظيري از انواع طرح هاي شهري و عمراني برخوردار و در حال اجراست و مسئولين شهر بم نيز حتما مدعي هستند که براي بم هيچ کم نگذاشته اند.

به اعتقاد اخلاص پور تاخير به دلايلي از جمله اعتماد به نفس گمراه کننده تصميم گيران، مجموعه هاي مهندسي فاقد دانش ، تجربه و علاقه ، و پيگيري منافع صرفا فردي از طرف مردم بم که در مقابل مصلحت ومنفعت عمومي و پايدار منجر به صدور پاسخ هاي سريع وناقص براي همه مسائل بازسازي از بدو امر تا به حال بوده است . اتفاق افتاده است . از سوي ديگر دکتر اسماعيلي رييس شوراي شهر بم مي گويد : پس از زلزله کارها به گروههاي خاص محول شد از جمله ساخت و ساز منازل مسکوني و تجاري به بنياد مسکن و مدارس به نوسازي . تا اواخر سال 84 کارهاي مرتبط با شهر نيز به وزارت کشور محول شده بود که از بعد از عيد قسمتي اعتبارات 84 به شهرداري بم محول شده است.

وي با اشاره به عدم اجازه دخالت به شوراي شهر در فرايندي که اتفاق افتاده ، مي افزايد : ستاد بحران در ابتدا زير نظر فرمانداري ، استانداري و وزارت کشور بوده است ، کمک ها هم تحويل وزارت کشور ، هلال احمر و سازمانهاي دولتي مربوطه شده است .

الهام هومين فر مسوول بخش احياي حيات اجتماعي بم در سخنراني خود درنشست  انجمن جامعه شناسي ايران که به مناسبت دومين سالگرد زلزله بم برپاشده بود، کيفيت زندگي رايک مولفه مهم و اصلي در بازسازي دانسته و تصور مردم اين شهر از آينده خود را نگران کننده توصيف کرد.به گفته او بسياري از مردم بم معتقدند زندگي بي معني ، پر از رنج و تکرار مکررات سياه است آنها احساس مي کنند موقعيتشات تنزل پيدا کرده و بدتر از همه به آنها توهين شده است . همچنين شبکه روابط اجتماعي گذشته شان تخريب شده است که از جمله دلايل آن را مي توان به وجود غريبه ها ، بالارفتن توقع افراداز يکديگر و عدم آموزش قبلي براي درک روابط دوطرفه در روابط بين فردي مربوط دانست .

کمال اطهاري از پژوهشگران طرح بازسازي بم نيز در اين نشست به ازبين رفتن سرمايه اجتماعي و عدم احياي دوباره آن در بم اشاره وآن را مانع اصلي توسعه در اين شهر برمي شمرد.به اعتقاد اطهاري دستگاه برنامه ريزان به صورت عام ديدگاه فيزيکي و نه توسعه اي داشته وبرنامه هاي آنها عموما" از هم گسيخته اند.

دکتر اسماعيلي درباره اقداماتي که تاکنون شروع شده است مي گويد: کشيدن کابلهاي زيرزميني برق در حال اجراست، تعريض خيابانها به وسيله مشاور نقشه جامع شهر انجام شده و خيابانها آماده ساخت وسازند اما بحث آب با روند نسبتا کندي پيش مي رودو4/3آب بم آلوده و آب آشاميدني درشهر با کمبود روبروست ،از لوله کشي گاز وفاضلاب هم خبري نيست .

وي  در ادامه مي افزايد : با ايجاد فاضلاب شهري ، دشت زير بروات بم مي تواند به منطقه بزرگ کشاورزي تبديل شود و اين پروژه که 40ميليون دلار وام از سوي بانک توسعه اسلامي به آن تخصيص داده شده وقريب 1ميليلرد تومان در آن هزينه شده است به علت عدم توجيه اقتصادي متوقف مانده و باعث نااميدي مردم گرديده است.

حضور پيمانکاران فاقد صلاحيت وغير بومي نيز مشکل ديگري است که از سوي برخي از مردم عنوان مي شود و يکي از شهروندان بمي مي گويد: بناها وکارگران از نقاط دورافتاده ايران آمده وستاد به آنها مجوز داده است اما برخي از آنها پول مردم را به جيب زده و رفته اند و مردم هم دستشان به جايي بند نيست.

رييس شوراي شهر بم در اين باره مي گويد : متاسفانه در اوايل زلزله تعداد کمي از پيمانکاران از صداقت مردم سو استفاده کرده و اقدام به کلاهبرداري کردند درحاليکه مردم بايد متوجه بوده .البته ستادها و دادگستري هم کمک کنند.

اخلاص پور هم مي گويد : يک کار خوب نياز به کارفرماي خوب دارد و اين نقص را بايستي در ضعف مديريت ساخت وخود مردم جستجو کرد ، سيستم پيش بيني شده نظارت در بم هم ، حداکثر به صورت يک بعدي به موضوع استحکام توجه دارد.

30ماه از زلزله گذشته است و مشکلات بم بيش از انتظار است سياه نمايي نيست اما بم در حال فراموش شدن است ومردم درحال رها شدن به حال خود پس براي بازسازي  شهر بم به عنوان کالبد و روح حرکت اين منطقه چه بايد کرد؟ در آينده چه سياستي بايد حاکم شود تا بم آبادتر از گذشته ساخته شود ؟- امري که تاکنون نه محقق شده است نه اميدي به آن مي رود-

کمال اطهاري مي گويد بايد اختياراتي به ستاد بازسازي داده شود که همراه با بازسازي فيزيکي ، توسعه اقتصادي نيز با مشارکت مردم در نظر گرفته شود.و پيشنهادميدهدکه پروژه هاي اقتصادي کوتاه مدت در دستور کار قرار گرفته و به مقوله آموزش و مهارت بيشتر توجه شود.

اين پژوهشگر معتقد است : در بم انتظار معجزه اي نمي توان داشت مگر آنکه به مشکلات و موانع پيشين که طي زلزله تشديد شده نيز پرداخته شود، درعين حال همراه با پروژه هاي کوتاه مدت ، مساله ظرفيت سازي ، شيوه ارتباط کشاورزان و شکل گيري تعاوني ها، جلوگيري از خروج سرمايه که از قبل هم در بم وجود داشته مورد بررسي قرار گيرند و در کل به مساله توسعه بم در چارچوب برنامه توسعه منطقه اي پرداخته شود.

اخلاص پور نيز تاکيد مي کند اساس بازسازي ، مهندسي نيست بلکه فقط بر مبناي يک برنامه جامع و همه نگر بازسازي (مهندسي کالبد) مي تواند سهم و نتايج در خور پيدا کند.در غير اين صورت نتيجه مهندسي ، به عنوان ساختمان ، اغلب موجب اسراف ثروت ملي و هتک ارزش هاي بومي خواهد شد.وي در ادامه مي افزايد : براي دستيابي به پيشنهادي جامع ، ارجاع مي دهم به مجموعه مباحتات کارگاه تخصصي بررسي طرح جامع بم پس از زلزله در تاريخ 21و22خرداد 83که به دعون شوراي اسلامي و شهرداري بم و به دبيري بنده باحضور کارشناسان خبره و مردم برگزار شد که به طور خلاصه به صدور يک منشور ده ماده اي اعتقاد به برنامه ريزي جامع براي بازسازي و حضور موثر شوراي مشورتي متخصص در کنار مردم داردکه تا اين تاريخ همچنان نوسط مسئولين بازسازي ، ميزبان ، مسئولين بمي و مردم مورد بي توجهي قرار گرفته است .وآنچه حاصل مي شود ، آرزوست که بازسازي شهري ثبت شده ودر فهرست ميراث فرهنگي وطبيعي در خطر جهان ، در حد فهرست سرهم کردن يک اسکلت محکم و سرپناهي نازل تنزل مي کند ونشانه آن بازسازي روستاهاست که زبده ترين واحه تاريخي وطبيعي سرزمين بم را پر ساخته است از اسکلتهاي پيچ مهره اي کرج ، تيغه هاي سفالي يزد و سيمانکاري داراب.

 دکتر اسماعيلي هم مي گويد : تا زماني که حتي بعد ازساخت شهر، کارهاي زيربنايي انجام نشود ونيروهاي متخصص وسرمايه جمع نشود بم جاي خود را قبل از زلزله نخواهد گرفت و من متاسفم بعد از 30ماه هنوز اکثريت قريب به اتفاق کسبه، پزشکان و....داخل کانکس زندگي و کار مي کنند.رييش شوراي شهر بم ادامه مي دهد : در اوايل زلزله پيشنهاد داديم تا فرمانداري ويژه و مديريت واحد شهري بوجود آيد تا کارها تسهيل شود ولي آيين نامه تنظيم و تصويب  نشده است. درحاليکه بدون مشارکت مردم هيج جا کار به سامان نمي رسد.وي مي گويد : ما اعتقاد داريم که وضعيت اعتبارات سال 85هرچه سريعتر روشن شده چون هرنوع تاخيري نااميدي مردم را درپي دارد.

دکتر اسماعيلي در پايان با اشاره به نياز بمي ها به آموزشکده خرما و مرکبات،توسعه دانشگاهها و بالا بردن ظرفيت اشتغال اظهار اميدواري کرد که زودتر بم و ارگ تاريخي آن بازسازي شود تا بتولنيم مثل سابق ميهمان نواز باشيم و روزي فرارسد که از مهمانان خودمان ، همه کساني که به نحوي در بازسازي بم مشارکت داشتند پذيرايي کنيم .

بم شهري که روبه فراموشي است را تنها گذاشته وبه اميد نشسته ايم تا در سفرهاي بعدي تحرکي بيشتر در شهرسازي بم ببينيم  اگر قرار باشد بازسازي با سرعت امروزي ادامه يابد ساليان درازي طول خواهد کشيد تا باغ شهر بم هويتش را بيابد.

 

 

پيشرفت فيزيکي واحدهاي مسکوني احداثي و تعميري ستادهاي شهري تا تاريخ 24/4/85

پرونده تشکيل شده

نقشه تهيه شده

پروانه صادر شده

تعداد واحدهاي شروع بکار شده

اجراي سقف

نماسازي و پايان کار

25404

24243

22952

22104

14777

9431

 

پيشرفت فيزيکي واحدهاي تجاري احداثي و تعميري ستادهاي شهري تا تاريخ 24/4/85

پرونده تشکيل شده

نقشه تهيه شده

پروانه صادر شده

تعداد واحدهاي شروع بکار شده

اجراي سقف

نماسازي و پايان کار

4283

2098

1423

1248

434

184

منبع جداول  : گزارش ستاد بازسازي بم

 

چاپ شده در روزنامه سرمایه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 23:56  توسط علی نقوی  | 

سخن نخست

سلام

بعد از مدتها وبلاگ راه اندازی شد در این وبلاگ مطالب و مقالاتی درباره جامعه شناسی و اقتصاد و همچنین اخباری از استان کرمان را خواهید خواند سعی می کنم منظم بوده و مطالب به روز باشند.

خوشحال می شوم مرا با ارسال نظرات و انتقادات یاری نمایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 17:29  توسط علی نقوی  |