مصاحبه با دکتر زند رضوی به مناسبت هفته پژوهش
در گفتوگوی اختصاصی بامکویر با دکتر زندرضوی عنوان شد
هنوز مسوولین با عرصهی پژوهش از در آشتی وارد نشدهاند.
علی نقوی
اشاره: امروزه کمتر کسی است که اهمیت پژوهش را در برنامهریزیهای اقتصادی ـ اجتماعی نادیده بگیرد. در کشورهای توسعه یافته، سهم بودجهی تحقیقات از بودجهی کشور رقم بالایی را به خود اختصاص داده و پژوهشگران از منزلت اجتماعی بالایی برخوردار بوده و درآمد بالایی دارند. اما بازار پژوهش در ایران با ناکارآمدی روبهروست. این مساله در بخش پژوهشهای اجتماعی بیشتر نمود دارد و اهمیت و جایگاه استفاده از پژوهشهای جامعهشناختی، آنگونه که شایسته است، مشخص نیست. به مناسبت هفتهی پژوهش، برای مروری وضعیت پژوهش اجتماعی در کشورمان، با دکتر سیامک زندرضوی از پژوهشگران فعال و حرفهای استان که عضو هیات علمی دانشگاه شهید باهنر است به گفتوگو نشستیم وی دکترای جامعهشناسی از دانشگاه علامهی طباطبایی دارد و تاکنون چندبار عنوان پژوهشگر برتر استان را از آن خود کرده است.
با تشکر از وقتی که در اختیار ماقرار دادید، گفته میشود کاربرد پژوهشهای اجتماعی در برنامهریزیها قدمتی ندارد، آیا همینطور است؟
پس از پیدایش جامعهشناسی در قرن 19 در اروپا، کاربرد این رشته از آمریکا آغاز شد. به این علت که افرادی که جامعهشناسی را با خود به آمریکا برده بودند با بازار بزرگ تقاضا برای بررسی و جستوجوی راه حل و برنامهریزی برای مسایل اجتماعی مواجه شدند.
بدلیل مهاجرتهای گسترده به آمریکا، چند مسالهی مهم اجتماعی مانند مسایل مرتبط با همسایگانی که فرهنگ متفاوت و زبانهای مختلف داشتند، حاشیهنشینی و وجود باندهای تبهکار که از گروههای کمسواد مهاجر سوء استفاده میکردند، مقابل دولت و شهروندان قرار گرفت. متقاضیان این پژوهشها از یک طرف دستگاههای اداری دولت مثل ادارهی مهاجرت و از سوی دیگر شوراهای شهر و شهروندان مناطق مختلف شهری بودند. وقوع این پدیدهها تقاضا برای پژوهشگران حرفهای را بالا برد و ما شاهدیم در دورههای بعد نظیر جنگ دوم جهانی و لزوم آشنایی ارتش آمریکا با فرهنگ ملتهای متخاصم و جنگ سرد و شناخت آمریکا از بلوک شرق، بازار تقاضای گستردهای را برای انجام پژوهشهای اجتماعی چه از نوع تاریخی، پیمایشی و مطالعهی موردی پیش روی پژوهشگران قرار دارد. به این ترتیب،80 سال تقاضای دائمی برای پژوهشهای اجتماعی و ارایهی امکانات مالی مناسب حرفه جامعهشناسی و پشتیبانی دانشگاههای معتبر موجب شد تا پژوهشگری بهعنوان حرفهای با درآمد خوب و موقعیت مناسب اجتماعی تعریف شود. این مساله همچنان ادامه دارد که آخرین تقاضا برای این بازار پس از فروپاشی بلوک شرق، به میدان آمدن دولت چین و گسترش اتحادیهی اروپا و پدید آمدن تروریسم است.
در مقایسه با این دوران طلایی پژوهش، از منظر تاریخی، ایران با چه رویکردی مواجه بوده است؟
تاسیس موسسهی مطالعات و تحقیقات اجتماعی در اواخر دههی 30 شمسی نقطهی آغاز فعالیتهای پژوهشی برای مسایل اجتماعی به شکل حرفهای آن در ایران است. البته قبل از تاسیس این مرکز به کوشش مرحوم دکتر صدیقی و با حضور نامآورانی چون احسان نراقی ، دکتر شایگان، دکتر احمد اشرف و... سازمان برنامه و بودجه وقت زیر نظر کارشناسان آمریکایی اولین روزنههای پژوهشهای در سطح کارشناسی را آغاز کرده بودند.
اما تفاوتی که در ایران مشاهده شد تقاضا برای پژوهشهای اجتماعی بود. در دههی 40، عمدهی متقاضیان پژوهشهای اجتماعی تنها به واسطهی روابط شخصی افراد یاد شده با مقامات سیاسی بودجههای محدودی را به سوی موسسهی مطالعات و تحقیقات هدایت کرد. دیدگاه دولت، در آن زمان دیدگاهی کاملا سیاستزده بود، و پژوهش امری تفننی و غیر مفید تلقی میشد.
در چنین بازاری که عمدهی امکانات بهدلیل درآمدهای نفتی در انحصار دولت بود و مسایل اجتماعی به طور اساسی توسط دولت مردان پنهان نگاه داشته میشد، نمیتوان انتظار داشت حرفه پژوهشگری متقاضیان زیادی داشته باشد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و مهاجرت تعدادی از جامعهشناسان نسل اول، تا مدتها ایجاد رشتهی علوم اجتماعی و پژوهشگری محل تردید بود. حتی با وجود آنکه رفته رفته نسل جدیدی از جامعهشناسان در مراکز دانشگاهی شکل گرفته، اما هنوز بازار تقاضا محدود است.
- اما مسالهای که در مراکز دانشگاهی با آن روبهروییم عدم توانایی فارغالتحصیلان این رشته است، این امر چه پیامدهایی دارد؟
در حال حاضر با وجود آنکه بدلیل جوانی جمعیت تقاضا برای ورود به دانشگاه بالا است اما متقاضیان علاقهمند کمتر است. پیامد چنین وضعیتی فاصلهای است که پژوهشهای اجتماعی به لحاظ روششناسی و پایههای نظری از جهان پیدا کرده است.
ما هنوز نه مانند چین، جامعهشناسان کاملا محلی و منطقهای داریم که همراه شهروندان، برنامهریزان و سیاستگذاران در جهت مسایل اجتماعی و بهبود سطح معیشت فعالانه حضور دارند و نه مانند کشورهای اروپایی و آمریکایی از رونق پژوهشهای فرا ملی و مساله محور برخورداریم.
- با وجود این، ارزیابی شما از رونق پژوهشهای اجتماعی چیست؟
در ایران، بازار پژوهش برای پژوهشگرانی که با کار حرفهای آشنا باشند کاملا بیرونق نیست. بخش خصوصی همانند سایر نقاط جهان، متقاضی پژوهشهایی است که شرایط مصرفکنندگان، نیازها و دیدگاههای آنان را بشناسد تا بتواند کالاها و خدمات خود را در مقیاس بیشتری به فروش رساند. دولت نیز بر طبق قوانین موجود برای ترسیم چشمانداز برنامههای سالیانه و 5 سالهی خود در استانهای مختلف پژوهشهای نسبتا منظمی را انجام میدهد، که بوجود آمدن شرکتهای مشاورهای پیامد چنین وضعیتی است. اما باید توجه داشت شکل صحیح این شرکتهای مشاورهای چند رشتهای است و جامعهشناسان و پژوهشگران باید نقش هماهنگی بین رشتهای را بر عهده گیرند. مشروط به اینکه به ابزارهای روششناسی مناسب مجهز باشند؛ مانند پژوهشهای علمی مشارکتی، مطالعات موردی و...
- آیا در ایران برای تعیین هزینهی پژوهشهای اجتماعی مرجع خاصی وجود دارد، چون شاهدیم نرخ پژوهشهای اجتماعی در مقایسه با پژوهشهای اقتصادی تفاوتهایی دارد؟
مرجع تصمیمگیری دربارهی هزینههای پژوهشی و کیفیت پژوهش در دنیا، انجمنهای حرفهای مشاوران پژوهش و در مواردی انجمنهای جامعهشناسی است.
در ایران انجمن جامعهشناسی ایران در ابتدای تاسیس تلاش کرد برای ساماندهی وضعیت پژوهش به لحاظ حرفهای و قیمتگذاری دستورالعملهایی را تهیه کند و خود انجمن مسوولیت انجام پژوهشهایی را بر عهده گرفت، اما این تجربه به سرانجام نرسید.
اما در ارتباط با بخش دوم سوال باید بگویم در اقتصاد آنچه تعیین کننده است این تصور است که دولتمردان و اهل سیاست خود را وارد به مقولههای آن نمیدانند. در حالیکه بسیاری از همین تصمیمگیرندگان، بهدلیل احتمالا تجربههای اداری و فعالیتهای اجتماعی خود را جامعهشناستر از هر جامعهشناسی به حساب میآورند. پیامد چنین وضعیتی از یک طرف ورود گستردهی دانشجویان کمتر علاقهمند به عرصه آموختن است و از طرف دیگر دانشگاهها برای آمادهسازی آنان هزینههای چندانی صرف نمیکنند. داستان همانند شناگری است که بدون حضور در استخر مدرک شناگری و حتی نجات غریق کسب میکند و همچون دایرهی با طعمی وضعیت موجود را استمرار میبخشد
- با توجه به بحثهای مطرح شده، وضعیت استان کرمان در پژوهشهای اجتماعی چگونه است؟
هر سال در ادارات مختلف، فهرستی از پژوهشهایی را فراخوان میدهند و برای آن پرداختهایی انجام میشود اما دو مشکل اصلی وجود دارد. مشکل اول عدم تناسب هزینهی پژوهش با عناوین پیشنهادی است که کار را عموما از تولید داده خارج کرده و به تعبیر و تفسیر دادههای قبلا جمعآوری شده محدود مینماید.
مشکل دوم این است که پژوهشهای مذکور انتشار عمومی نمییابد در نتیجه از نقد و بررسی کارشناسی و خلاقانه توسط اساتید و دانشجویان محروم میشود. و این امر همچون ترمزی برکیفیت پژوهشها اثر میگذارد و آنها را شایسته دفاتر بستهی ادارات میسازد؛که کاربرد و ارزش چندانی ندارد. سفارش دهندگان نیز بودن توجه به نتایج این پژوهشها راه خود را ادامه داده و با این یافتهها خود را نیازمند نمیسازند. البته در سال جاری بسیاری از پژوهشها که به مرحله قرار داد نیز رسیده است تاکنون که نیمهی دوم سال است، تامین اعتبار نشده است. شاید مسوولان خود را از توجه ظاهری به پژوهش نیز بینیاز یافتهاند.
- چه تفاوتی بین دانشگاه کرمان و سایر دانشگاهها از این منظر است؟
در بعضی استانها بهدلیل آنکه دانشگاههای با سابقه وجود دارد که در کنار آن چندین نسل پژوهشگر در آن دانشگاه دارند حداقل محیط اطراف دانشگاه چه شهری و چه روستایی و عشایری را به نسبت خوبی کندوکاو کردهاند. این وضعیت در دانشگاه شیراز وضوح بیشتری دارد. از سال 42، استان فارس بهطور منظم مورد مطالعهی دانشجویان و اساتید دانشگاه بوده است. این امر عمدتا حاصل جایگاهی است که روسای دانشگاهها در 40 سال اخیر در آن دانشگاه به امر پژوهش اختصاص دادهاند. امری که تقریبا استثنایی است و قاعدهی دانشگاههای ایران نیست.
- و نکتهی آخر:
هنوز فاصلهی زیادی میان مسایل اجتماعی گسترده در ایران و پژوهشهای انجام گرفته وجود دارد که حاصل نگاه کمتر کارشناسی تصمیمگیرندگان و دولتمردان به امر پژوهش است. ظاهرا در 50 سال اخیر صرفنظر از دولتهایی که آمده و رفتهاند هنوز مسوولین با عرصهی پژوهش از در آشتی وارد نشدهاند.
