دختركبريت فروش
كوچكتر كه بوديم ، كريسمس که ميرسيد ، تلويزيون معمولا" دو برنامه معروف را هر سال پخش ميكرد "اسكروچ" و "دختر كبريت فروش" تا فقر و نابرابري و خست را به ما يادآوري كند. تا تلنگري باشد كه نوپوشان ياد آنهايي باشند كه در پهنه نابرابري اجتماعي ، در بي عدالتي وفقر بسر ميبرند. اما در نوروز ايراني از اين دست شخصيت ها نداريم كه قوي و عميق به نابرابري بپردازند. چرايش را نمي دانم . شايد بخاطر آن باشد كه نوروز ما و بهار طبيعت همزمان است برخلاف سرماي كشنده ديماه و كريسمس؛و طبيعت با گشاده دستي و بخشش خود همه را از مواهبش بهرهمند ميكند؛شايد هم بخاطر آن است كه ما نابرابري نداريم و شايدهاي بسيار ديگري...
اما اين را ميدانم مثابه آن دختر كبريت فروش و اسكروچ هاي وطني داريم اما به جاي معرفي آنها به رويكرد " كميته امدادي" براي كمك به محرومان بيشتر توجه ميكنيم.
